شری حق نداری وقتی من نیستم کسی رو ببوسیا...
قیافه مظلومانه ای میگیرم و میگم خب پس من بدبخت چی کار کنم سه هفته تعطیلی رو توی خونه؟
یه فکری میکنه و میگه خب اگه خواستی ببوسی فقط حق داری سرشون رو ببوسی...
میگم واه...! مگه قراره ته کسی رو ببوسم؟
میگه نه...منظورم اینه که کله شون رو ببوسی...حتی لپ هم نه...بالای سر...اونجا که مو داره...
میگم نمیخوام...مگه من باباشونم که اونجوری ببوسمشون...؟ تازه موهاشون میره تو دهنم...
دستاش رو میزنه کمرش و با حالت تهدید آمیزی میگه ببخشیدا...پس چجوری میخوای ببوسی؟
میگم حالا چرا گیر دادی به بوسیدن؟ یه ماچ که این حرفا رو نداره...
دادش در میاد که شری حق نداری...اصلا هیچ جای هیچکی رو حق نداری ببوسی...! نه سر نه لپ نه لب نه گوش نه گردن نه دست نه پا نه اینجا نه اونجا نه هیچ جای دیگه...میفهمی؟ حق نداری...بیام بفهمم بوسیدی وای به حالت...
میگم خب من که حرفی ندارم...اصلا من نمیبوسم...یه چسب میزنم دم دهنم که کسی رو ماچ نکنم...ولی اگه بقیه ماچم کنن چی؟حکم شرعیش چیه؟
میگه بقیه اشکالی نداره ماچت کنن...البته منهای این چند نفری که من بهت میگم...یعنی **** و **** و *** **** و *** و **** و **** و ***** و **** ******* و **** و ****** و *** و **** و *** و **** و *******و... (خلاصه هرچی اسم دوست دخترهای سابق و دوستهای وبلاگی و دوستهای اینترنتی من رو بلده میگه)
میگم بسه بابا...تو که هرچی دختر دور و بر ما بود رو گفتی...پس لابد روزبه و سهیل و مهیار فقط حق دارن ماچم کنن...آره؟
میگه نه...ببین مثلا من هاله رو نگفتم...!
میگم بابا حالا اون یه چیزی توی کامنتها پروند...اون که شوهر و زندگیش رو ول نمیکنه از اون ور دنیا بیاد ایران منو ماچ کنه...!
میگه خب این دیگه مشکل خودشه...به هر حال از نظر من که اشکالی نداره که بیاد...!
پ.ن:
این آخرین پست سال 86 من هست احتمالا...از اونجایی که تبریک گفتن سال جدید اونم توی این شرایط (و کلا توی هر شرایطی) کار بسیار پوپولیستی ای هست من رو از مراسم تعارفات و تبریکات شب عیدی (حداقل به صورت مکتوب) معذور بدارید...حالا هرکسی زنگی زد و یا آمد ما را دید حضورا آن جمله معروف پوپولیستی را خدمتش میگوییم که عید شما مبارک...!
